|
تا شقايق هست زندگي بايد كرد |
|
|

گفته بودی همسفرم هستی مرا تا پای جان / دستهایت بالشم قلبت برایم آسمان
گفته بودی دوستم داری نرم از پیش تو / گفتمت جانان من قلبم به زیر پای تو
یاد داری گفتمت با من نشی نا مهربان ؟ / جان و روحم مال تو تنها کنار من بمان ؟
یاد داری گفتمت بی تو دلم تنها شود؟ /همصدابامرگ و هم پیمان غمها می شود؟
گفته بودی هیچ وقت از پیش قلبم نی روی / بی من ودستای من تا خانه غمها روی
حال ای نامهربان ِای نارفیق بی وفا ! /دست هایم مانده تنها تو کجا و من کجا ؟
من به هر روز و شبم کارم شده اشک وفغان/تو کجایی تا ببینی حال و روزم این زمان؟
+ نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط سهیل |
| ||||||